معين الدين نطنزى

137

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

برد ، و بازگرديد و در اثناى اين يورش مرجان آقا كه نسبت به او راه اتابكى داشت و حاكم بغداد بود ، عاصى شد . بعد از مراجعت چون او را بدست آورد با وجود آن گناه بزرگ از سر جريمهء او بگذشت و سه روز به چرانيدن قاز [ - غاز ] بازداشت . صاحب وجودان تازيك ، قاصّ شيخ و خواجه شيخ كجيجى و امير زكرياى رشيدى مرباى تربيت او بودند و دولتخانه كه در تبريز واقع است از آثار اوست . و سى و چهار سال عمر داشت و هفده سال حكومت كرد . چون مدت عمر نازنينش سپرى شد از الهام غيب ملهم گرديد و پيش از يك هفته مقبرهء خود را در كجيجان تبريز مرتب ساخت و در سنهء سبع و سبعين سبع مايه ( 777 ه / 1375 م ) به مرض طبيعى متوفى شد . ذكر سلطان حسين بن شيخ اويس بن شيخ حسن به غايت صاحب جمال و سليم القلب بود . از غايت خفت مزاجى كه داشت بر صورت خود مشعوف بود و مدتى عشق با خود مىباخت ، چنان كه در خلوتها مقنعه بر سر مىكرد و در آئينه تمثال خود را مشاهده مىنمود و زارزار مىگريست . بعد از آن‌كه هفت سال به عدل و مرحمت بسر برد ، برادرش احمد بر او خروج كرد و به معاونت قرا احمد تركمان با وى مسلط گرديد و بكشت . بيست و هشت سال عمر داشت ، و قضيهء قتل او در سنهء اربع و ثمانين و سبع مايه ( 784 ه / 1382 م ) بود . در پهلوى پدرش دفن كردند . ذكر سيرت احمد بن شيخ اويس پادشاهى هنرمند ، عاقل ، بزرگ همت بود . بعد از برادر بر تخت نشست و از حدود مكهء شريفه تا نهايت دربند باب الابواب به تصرّف گرفت . چون به بغداد رفت زنطارى [ كذا ] چند برانگيخت تا خواجه كجيجى را بكشت و ديگربار به تبريز آمد . قضا را [ امير ] ولى مازندرانى در اوجان به او پيوست . بعد از تعظيم تمام [ امير ] ولى را در تبريز بنشاند و خود به بغداد آمد . توقتاميش لشكران به تبريز فرستاد . [ امير ] ولى